یکشنبه 1386/05/07
فقط 10 ثانیه
چند روز که گذشت دیگه داشتم عادت میکردم، کلا راست میگن، هر کاری اولش سخت به نظر میاد، اما انگار میشه راه کنار آمدن با سختیهاش رو تا حدی پیدا کرد و به قول معروف قابل تحملش کرد.![]()
جزئیات فیزیوتراپی رو دیگه بسط نمیدم فقط اینو بگم که یه جورایی آدمو یاد درست کردن کباب میندازه
، با این تفاوت که اول کباب میکنن، آخر ورز میدن
، خودتو قشنگ ولو میکنی زیر نورقرمز، همچین که گرم شدی و چشات داره میره زنگ میخوره و این مرحله تموم میشه، بعد میان سراغت و ماساژ میدن، درد خوبی داره اما دیگه خوابت میپره
، حالا نتیجه چی میشه دیگه معلومه. یه دستور ورزشی هم دادن برای اینکه تو خونه انجام بدم، نسخه رو این شکلی پیچیدن، این حرکت کششی رو انجام میدی، تا 1010 میشمری، بعد 10 ثانیه استراحت و باز تکرار میکنی، 10 بار صبح، 10 بار ظهر، 10 بار شب، حالا ظهرش رو درنظر بگیرید، وسط محل کار آدم بخوابه رو زمین و ورزش کنه
، تصورش هم برام خنده داره.
بیشتر دستورات ورزشی رو که به مراجعین میدادن به همین شکل بود، یه روز برای یه خانم مسن که تخت بغلی بود داشتن همینا رو توضیح میدادن، اما نسخه به زبان دیگری بیان میشد، این حرکت کششی رو انجام میدی، 4 تا صلوات می فرستی، .....، عجب، برای 10 ثانیه چه معادلهایی میشه ساخت.![]()
پی نوشت:
از این سایت برای آشنایی و جستجو درباره داروها میتونید استفاده کنید.

