پنجشنبه 1384/12/18
بازیگوشی
نزدیک شش ماه میشه که برای دانشگاه ثبت نام کردم، اما باید اعتراف کنم که هنوز یک سوم کتابهام رو هم حتی یک دور روخونی نکردم، هر وقت از سر کار میام خونه، دلم میخواد برای رفع خستگی یک چرت بزنم، اما همون یک چرت خودش دو ساعت میکشه، تا این چند مدت اخیر منتظر شروع شبهای برره هم میشدم، الان رو دیگه نمیدونم منتظر چی میشم، من و گذشت زمان انگار توی دوی ماراتون شرکت کردیم، زمان بدو، من بدو.
کتاب رو که جلوی روم باز میکنم، توجهم بیشتر به اطرافه تا کتاب، در مباحث بیرون اطاق یواشیکی شرکت میکنم و حتی نظر هم میدم، هر چند دقیقه یکبار سری به یخچال میزنم و ...، کافیه تو همین اثنا یک موقعیتی پیش بیاد و پیشنهادی برای بیرون از خونه بودن بشه، که من تو این زمینه پرچمدارم. خلاصه بگم، بیشتر از هر بچه شیطونی منتظر فرصت برای وقت گذرونی هستم، باور کنید قبلا به این حد بازیگوشی نمیکردم، انگار هر چی بزرگتر شدم بدتر شده.
امتحانات اواسط اردیبهشته و من دلم رو به این خوش کردم که در تعطیلات عید مطالعه کنم، اما میدونم، یه چشمم به دید و بازدید و آجیل و شیرینیه، چشم دیگرم به کتاب، دیگه مشخصه چی از آب در میاد.
در حال حاضر برای مهار بازیگوشی یک راه بنظرم میرسه، شرکت در کلاسهای آزاد فراگیر پیام نور، با یکی از مراکزی که آگهی داده بودن تماس گرفتم، گفتن کلاسهاشون روزهای پنجشنبه و جمعه تشکیل میشه که از این نظر مشکلی ندارم، بعد هم گفتن هزینه کلاسها برای هر واحد 70 هزار تومنه، این یکی واقعا برام زور داره، نمیدونم، شاید میخوان درسها رو تزریق کنن که قیمتش اینقدر بالاست!، از طرفی میدونم تنها شرکت در کلاسه که منو وادار به مطالعه میکنه، از طرف دیگه آموزشگاه میگفت احتمالا امتحانات کمی عقب می افته، که این هم عاملی برای ادامه بازیگوشی من میشه، اینقدر از این آگهی ها هم چاپ میشه که مشخص نیست حرف کدوم رو میشه باور کرد، همه میگن بهترین استادان رو ما داریم، خوب، کیه بگه ماست من ترشه؟، این پولی رو هم که میخوان، نه تنها برام پول زوره، بلکه باید گفت پول تنبلیه، پول تنبلی وَده!![]()
اما بازم از بازیگوشی، به دنبال جوابی از شخصی بودم و میخواستم نتیجه بررسیهاش رو برام گواهی کنه، قبلش خودم رو آماده کرده بودم که اگه این درخواستم نتیجه نداد چه چاره کنم، کنار میزش نشسته بودم، گوشی موبایل تو دستم بود، بیرون اطاق آماده ضبط صدا کرده بودم ، اول خواستم به خودش بگم، اما میدونستم موافقت نمیکنه، دگمه ضبط رو زدم و گواهی صوتی رو بدون اینکه خودش خبر داشته باشه ازش گرفتم، این گواهی رو برای اثبات مسئله ای لازم داشتم، حالا به هر طریق ممکن!![]()

