تبليغاتX
* خاطرات من *

یکشنبه 1383/11/18

دوستي

دوستي

دل من دير زماني است كه مي پندارد
دوستي  نيز گلي است   

مثل نيلوفر و ناز
ساقه ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگدل است آن كه روا مي دارد
جان اين ساقه نازك را
 
-           دانسته -

                        بيازارد
در زميني كه ضمير من و توست
از نخستين ديدار
هر سخن، هر رفتار
دانه هائي است كه مي افشانيم
آب و خورشيد و نسيمش  مهر  است

گر بدانگونه كه بايست به بار آيد
زندگي را به دل انگيزترين چهره بيارايد
آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف
كه تمناي وجودت همه او باشد و بس
بي نيازت سازد، از همه چيز و همه كس

زندگي گرمي دل هاي بهم پيوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست

در ضميرت اگر اين گل ندميده ست هنوز
عطر جان پرور عشق
گر به صحراي نهادت نوزيده ست هنوز
دانه ها را بايد از نو كاشت

آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان
خرج مي بايد كرد
رنج مي بايد برد
دوست مي بايد داشت

با نگاهي كه در آن شوق برآرد فرياد
با سلامي كه در آن نور ببارد لبخند
دست يكديگر را
بفشاريم به مهر 
جام دلهامان را 
مالامال از ياري، غمخواري
بسپاريم به هم
بسرائيم به آواز بلند
شادي روي تو
اي ديده به ديدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
                                              تازه 

                                                                   عطر افشان    
                                                     گلباران باد

(سراينده: ؟  - با تشكر از دوستي كه اين شعر رو فرستاده بود)

نوشته شده توسط عاطفه در 9 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1383/11/10

بهترين هديه

اگر كسي از شما بپرسه بهترين هديه اي كه تا بحال گرفتيد چي بوده چه جوابي مي­ديد؟، در لحظه اول چي به نظرتون مي رسه؟، يك جعبه كادو پيچ شده با يك روبان قرمز؟، اما توش چيه؟، آيا گرونترين، بزرگترين يا خاطره انگيزترين هديه اي رو كه گرفتيد به خاطر مي­ياريد ؟، چه عاملي ارزش بالاتر اون هديه رو براتون تداعي مي­كنه؟.

از نظر شما براي يك معلم ارزش هديه در توجه دانش آموز به تدريس اون يا قدر داني شاگردانش در روز معلم بيشتره؟، براي يك همسر توجه فرد مقابل مهمتره يا جواهراتي كه در سالگرد ازدواجش ممكنه بگيره؟، براي محصلي كه لب مرز تجديديه، نيم نمره چقدر مي­تونه ارزش داشته باشه؟، گاهي ارزش يك "بله" چقدر بالاست؟، وقتي اشتباهي از ما سر مي­زنه، گذشت و بخشش ديگران تا چه حد براي ما گرانقدره؟، وقتي در كمال نااميدي از بهبود در بيماري، لبخند پزشكتون رو مي بينيد چه احساسي بهتون دست ميده؟، آيا در اوج نياز وقتي مي­بينيد كه خدا شما رو تنها نگذاشته ديگه چه غمي داريد؟

وقتي از بچه­اي بپرسيد كه چقدر شما رو دوست داره، ميزانش رو با انگشتهاي كوچيكش نشون ميده،  اگه خيلي زياد شما رو دوست داشته باشه هر ده تا انگشتش رو جلوي شما مي گيره، اين نهايت پيمانه اندازه گيري در دنياي اون بچه است.  پيمانه ما چند تاست؟، ميشه اون رو شمرد؟

در جايي پرسيده بودند بهترين هديه براي همسرتون چي مي­تونه باشه؟، جوابهاي مختلفي هم به اون داده شده بود كه برداشتهاي متفاوتي رو هم در بر داشت، از جمله:

-يك شاخه گل، و نظرها: طرف چقدر خسيسه، چه رمانتيك، تا چه گلي باشه، حالا با جعبه طلا ؟، ...

- يك كتاب، و نظرها: كي حال كتاب خوندن داره، خودش برام بخونه بد نيست، اگه اون كتابي كه پيدا نكردم باشه خوبه، ...

- لباس، و نظرها: خوبه، نه با سليقه اون بدرد نمي خوره ، مدلش قديميه، معلوم نيست از كدوم حراجي خريده، دستت درد نكنه اما...

- طلا و جواهرات، و نظرها: به به عجب قدر شناس، حالا از كجا پولش رو آورده؟، اگه تا آخر ماه به قرض نيفتيم خوبه، مي­خواد با اين دهن منو ببنده، ممنون اما اين چيه فوتش كني پرواز ميكنه، بجاي اين به حرفم گوش ميداد بهتر بود، و ...

حالا نظر شما چيه؟، اون چه كه با عطا شدنش مي تونه ما رو در حد كمال به وجد برسونه ارزشش چقدره؟

نوشته شده توسط عاطفه در 0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1383/11/07

تابلو اعلانات

هر روز تو محل كار وقتي از جلو تابلو اعلانات رد مي شيم با عناوين مختلفي مواجه مي شيم. از اطلاعيه ها و انتصاب ها و ... اداري كه بگذريم متاسفانه  گهگاهي با آگهي مجلس ختم نيز برخورد مي كنيم. بعدش هم تصميم مي گيريم كه چند نفري با هم بريم و اعلام همدردي كنيم، چند روز بعدش هم يك پيام تشكر از طرف فرد داغ ديده در جواب ابراز همدردي همكاران به تابلو چسبانده مي شه كه آخرش هم نوشته اميدوارم در شاديهايتان جبران كنم.

اما آيا شده تا بحال براي شادي دوستان، همكاران و نزديكانشان توي تابلو اعلانات نوشته اي زده بشه؟، فرض كنيد اعلام كنند عروسي دختر يكي از همكاران است و از كليه همكاران دعوت كنند  تا بجاي صرف يك استكان چايي به همراه خرما و حلوا ، در  صرف چايي و شيريني به همراه نم نمكي حركات موزون، با ما در شاديهايمان شريك شويد. اصلا اگر غير از اين باشه چطور مي شه در شاديها جبران زحمت نمود؟، معمولا همه اين صحبتها در حد تعارف تمام ميشه و به دعوت نمي رسه. يادم مي ياد يه تابستان داشتيم مي رفتيم كلاردشت، توي راه از كنار دهي رد مي شديم ، جمعيت زيادي يكجا جمع شده بودن، نزديكتر كه رسيديم ديديم كه عده اي اون وسط دور گرفتن و مي رقصن ، معلوم بود كه عروسيه و جالب اينجا بود كه اينقدر همه غرق در شادي بودن كه ديگه كسي به عروس و داماد توجه نداشت . اين يك شادي همگاني بود. سفر كه تمام شد و داشتيم بر مي گشتيم به همون محل كه رسيديم باز هم با همون صحنه مواجه شديم، انگار درست از دو روز قبلش تا اون لحظه همه در همون حال بودن و شاديشون دائمي شده بود. اميدوارم هميشه توي تابلوهاي اعلانات و تابلوي قلبمون خبرهاي شاد بچسبونيم.

 

نوشته شده توسط عاطفه در 10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 1383/11/02

شلخته

تا بحال پيش آمده يه كوچولوي بانمك بياد بغلتون بشينه و با لبخند مليحش بگه: خاله عاطي موهات چقدر شلختس!!

توي مهموني بوديم و من با زحمت تونسته بودم دستي به موهام بكشم و يه گوشه با خيال راحت و پيروزمندانه نشسته بودم كه اين وروجك كاري كرد كه شاخ رو سرم سبز بشه. آخه مي گن حرف راستو از بچه بشنو. آينه رو در آوردم و نگاهي انداختم اما چيزي دستگيرم نشد كه نشد. تا اينكه چلنگر اين بچه، منظورم مترجم اون كه جز مادرش كس ديگري نمي تونست باشه به دادم رسيد و بعد از توصيف مطلب كه بله وروجك ما موهايي رو كه فر باشن با اين اصطلاح ياد مي كنه كمي توجيهم كرد. مادرش مي گفت وروجك  هر وقت توي تلويزيون خانمهايي رو با موهاي بلند و فردار مي بينه با لبخند مي گه اين خانم شلختس و خيلي هم خوشش مي ياد.

ما در طول روز كلماتي رو از دهن دوستانمون مي شنويم كه گاهي ممكنه ما رو رنجور كنه. درسته اين حرف از زبون يك بچه بود، اما ميشه براي هر چيزي كه برامون پيش مي ياد دنبال انگيزه اون در طرف مقابل گشت و زود قضاوت نكرد.

 

نوشته شده توسط عاطفه در 10 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •